یک بیماریِ واقعی و تمام‌عیار.»

زیادی فهمیدن یک بیماری است؛

زیادی فهمیدن یک بیماری است؛
این جمله‌یِ بی‌رحمانه از شاهکارِ «یادداشت‌های زیرزمینی» اثر فئودور داستایوفسکی، دقیقاً دست می‌گذارد روی بزرگترین تضادِ زندگیِ انسان‌هایِ عمیق. www.gilan24.ir

رفیق، تا حالا شده حس کنی هر چقدر بیشتر کتاب می‌خوانی، بیشتر به ریشه‌یِ رفتارها فکر می‌کنی و آدم‌ها را عمیق‌تر می‌شناسی، تحمل کردنِ جامعه و روابطِ سطحی برایت سخت‌تر می‌شود؟

داستایوفسکی مچِ ما را می‌گیرد؛ او می‌گوید آدم‌هایِ نادان راحت می‌خوابند، خوشحالند و بدونِ هیچ دغدغه‌ای زندگیِ روزمره‌شان را می‌گذرانند، اما کسی که آگاه شده، مدام در حالِ یک کلنجارِ دایمی و سنگین با ذهنِ خودش است.
وقتی آگاهی از یک حدی بالاتر می‌رود، دیگر نمی‌توانی در برابرِ رفتارهایِ آزاردهنده، کنایه‌ها و بی‌شعوری‌هایِ اطرافت بی‌تفاوت باشی.

حقیقت تلخ است و پذیرفتنش تلخ‌تر، و فکر کردن به آن  تو را به یک آدمِ متفکر، کم‌حرف و منزوی تبدیل می‌کند که حتی حوصله‌یِ آدم‌هایِ نزدیک ات  را هم نداری.

اما یادت باشد    -    این رنج، بهایِ بیدار شدنِ توست.

یادداشت‌های زیرزمینی


نویسنده: فئودور داستایوفسکی

 

گروه رسانه ای با مردم ........