کد : 12558 ۱۵مهر ۱۴۰۵ ساعت 23:26

شبیه معجزه

چند سالی است که بازنشسته شده و به نسبت شغل و سازمانی که در آن خدمت می کرد، دریافتی بازنشستگی اش کفاف خانواده سه یا چهار نفری را نمی داد.
شبیه معجزه

دو برادر سازنده " بساز بفروش" که اسامی شان محفوظ است ، از بد روزگار به تور این مرد سالمند بازنشسته خوردند و با زبان بازی و دلایل بسیار او را قانع کردند که خانه ویلایی قدیمی را بکوبد و آپارتمان نوساز در محل ساخته شود.

نویسنده که خود اشراف بر این روایت و ماجرا دارد ، اظهار می دارد- این آقای بازنشسته به شدت مستاصل بود برای اینکه سازندگان پس از مدتها هرگز به تعهدات و قول شان عمل نکردند .

کارشان به دادگاه و دادگستری کشیده شد و رای شعبه رسیدگی کننده این بود که شما با آگاهی در کمال عقل و سلامت قرار دادی را امضا کرده اید و باید همچنان منتظر بمانید تا ملک تان ساخته شود.

به برخی مسئولان هم مراجعه شد و طبق قانون همین پاسخ را دریافت کرد که  در نهایت یک مسئول به این  آقا اعلام کرد: براساس مذاکراه ای که با سازندگان شد،  قیمت ساختمان را به نرخ روز دریافت کنید و به مساله خاتمه داده شود.

خانواده آقای بازنشسته به شدت به او فشار می آوردند و توضیح و دلیل شان این بود، از آنجایی که طرفین قرار داد به تعهدات خود عمل نکرده اند باید اصل مال " خانه را" بازگردانند.

مدت زمان قابل ملاحظه ای از قرار داد گذشته بود و بازنشسته روایت ما بعکس پیش از امضای این قرار داد به شدت عصبی و نسبت به همه چیز و همه کس بد بین شده بود.

خودش می گوید: ازآنجایی که دریافتی اش با هزینه ها همخوانی نداشت و یک دختر دم بخت و خواستگار داشت ، به اجبار  با خودرو سمندی که داشت در شهر مسافربری را پیشه کرد.

اقای بازنشسته با حیرت و خوشحالی تعریف می کرد، یک روز با بحثی که اول صبح قبل از خروج از  منزل داشت و عصبی بود وارد خیابان شد و آقایی میانسال ، موقر و از چهره اش آشکار بود که با تجربه است را سوار کرد.

مسافر بعد از سلام و احوالپرسی گفت: حاج آقا خسته نباشید و من  با صدای بلند و عصبانیت و گاه  توهین به شرایط فعلی  جامعه و زیاد شدن افراد کلاهبردار و مال مردم  خور و ....مواردی هم در خصوص مرجع قضایی را مطرح  کردم.

مسافر با همان آرامش مرا به خویشتن داری و آرامش دعوت کرد و ادامه داد، مشکل شما چیست؟

ماجرا را که قبلا برای خیلی از افراد شرح داده بودم – برای ایشان هم به طور کامل تشریح کردم.

آقای مسافر با تجربه گفت: من شاید در سال یکبار هم سوار خودروهای مسافربر نشوم ، اما امروز بنا به ضرورتی سوار خودروی شما شدم.

او ادامه داد: اگر تمایل و فرصت داشته باشید، فردا به این آدرس سری به من بزنید.

خیلی جدی نگرفتم و با خود گفتم  ، قبلا هم به خیلی ها مراجعه کردم  اما بی نتیجه بود و ماجرا را با همسرم  در میان گذاشتم و او من را تشویق کرد – فردا حتما به این آقا مراجعه کن.

به شعبه ای از دادگستری مرکز استان گیلان رفتم و گفتم با آقای .... کار دارم .

افراد حاضر در محل  خیلی از ایشان تعریف می کردند -  به اتاق شان هدایت شدم.

وارد اتاق که شدم – مبهوت مانده بودم  ، اقای مسافر بر کرسی قضاوت نشسته بود و قاضی آن بخش از دادگاه بود.

دعوتم کرد، بنشینم و من با شرمندگی به خاطر حرف هایی که در ماشین زده بودم نشستم.

آقای قاضی از من  خواست ،  یک بار دیگر ماجرا را تعریف کنم و با همه جزئیات شرح دادم.

ایشان گفتند: مساله شما قابل حل است و دستوری  صادر کردند و آن دستور برگرداندن منزل قدیمی من بود که از خوشحالی در پوست خود نمی گنجیدم و پشت سر هم از این قاضی با تجربه و خداشناس تشکر و برایش دعا می کردم.

او برای من و خانواده ام آرزوی سلامتی کرد و گفت: هرگز در مسیر بروز مشکلات و دشواری ها خدا را فراموش نکن و من ..............!!

داستان واقعی به قلم نویسنده  " نظر شما چیست؟

 

پایگاه خبری، رسمی گیلان 24 www.gilan24.ir
نظر شما
تاکنون نظری برای این مطلب ثبت نگردیده است
پزشک حاذق - متخصص جراحی مغز و اعصاب ، ستون فقرات
اندیشه سبز خزر ارائه دهنده خدمات ارتباطی در کشور
انجمن خیریه حمایت از بیماران کلیوی  استان گیلان
ویژه بیماران دیالیزی و پیوند کلیه
چاپ سوم اصول علمی روزنامه نگاری منتشر شد
کتاب اصول علمی روزنامه نگاری " روزنامه نگاری سایبری" در 300 صفحه قطع وزیری " چاپ سوم " منتشر شد. اصول علمی مصاحبه ، گزارش نویسی ، خبر نویسی ، تاریخ روزنامه نگاری ایران، مبانی ارتباطات،سیاست های خبری، سواد رسانه ای، خبرنگاری بحران، روشهای سوژه یابی و یافته های نو در حوزه روزنامه نگاری سایبری" از فصل های کتاب است. فروش کتاب برای حوزه فرهنگ و رسانه 25 درصد تخفیف دارد. ایمیل " mohammadpour3650@yaho.com