به گزارش گروه رسانه ای با مردم به نقل از پایگاه خبری آوای رشت ،طی روزهای گذشته، در چند داروخانه سطح شهر درباره داروهای فشار خون پرسوجو شد و پاسخ، تقریباً در همه جا یک چیز بود: «نداریم ، اماا در یکی از همین داروخانهها اتفاقی افتاد که نمیشود به سادگی از کنارش گذشت!.
مراجعهکنندهای برای تهیه داروی فشار خون آمده بود. پاسخ روشن بود: نداریم.
چند دقیقه بعد، مراجعهکننده تلفنی با فردی تماس گرفت، ظاهراً قرار بود او از طریق ارتباطی که داشت، موضوع را پیگیری کند.
تماسی با همان داروخانه گرفته شد و دقایقی بعد، همان مراجعهکننده با دارو از داروخانه خارج شد.
همه اینها در فاصلهای حدود پنج دقیقه اتفاق افتاد.
قرار نیست از این اتفاق، درباره یک داروخانه حکم کلی صادر کنیم یا کسی را متهم کنیم. اما نمیشود سؤالش را هم نادیده گرفت: اگر دارو نبود، چگونه چند دقیقه بعد در اختیار همان مراجعهکننده قرار گرفت؟ و اگر امکان دسترسی به آن وجود داشت، چرا بیمار در مراجعه نخست پاسخ دیگری شنید؟
در شرایطی که مردم برای پیدا کردن دارو با مشکل روبهرو هستند، نباید این تصور شکل بگیرد که داشتن یک آشنا یا یک تماس تلفنی میتواند مسیر دسترسی به دارو را کوتاهتر کند.
این اتفاق شاید یک مورد باشد. شاید هم موارد بیشتری از آن وجود داشته باشد. اما حتی یک مورد هم ارزش بررسی دارد؛ چون پای اعتماد مردم به شبکه توزیع دارو در میان است.
البته می دانیم که بسیاری از داروخانهها خودشان با مشکل تأمین دارو مواجهاند و بیش از همه با بیماران و گلایههای آنها روبهرو هستند. بحث بر سر این نیست که داروخانهها مقصر کمبود دارو هستند. بحث این است که در شرایط کمبود، باید روشن باشد دارو کجاست، چرا به دست بیمار نمیرسد و آیا همه بیماران از امکان یکسانی برای دسترسی به آن برخوردارند یا نه.
برای بیماری که هر روز داروی فشار خون مصرف میکند، پیدا نکردن دارو فشار مضاعفی را بر او و خانواده آنها وارد می کند. بیمار نمیتواند صرفاً به این دلیل که دارو پیدا نشده، درمانش را رها کند یا خودش سراغ داروی دیگری برود.
اینجاست که انتظار از دانشگاه علوم پزشکی گیلان، بهویژه معاونت غذا و دارو، جدیتر میشود.
وقتی در چند داروخانه سطح شهر پاسخ «نداریم» تکرار میشود، مسئولان باید بتوانند به این سؤال پاسخ دهند که مشکل دقیقاً کجاست؟
آیا واقعاً داروهای پرمصرف فشار خون در گیلان با کمبود مواجهاند؟ اگر بله، این کمبود از کجا ناشی شده و چه زمانی برطرف خواهد شد؟ اگر دارو در شبکه توزیع وجود دارد، چرا بیمار برای پیدا کردن آن باید چند داروخانه را بگردد؟ و اگر در یک نقطه دارو پیدا میشود اما در نقطهای دیگر نه، چه نظارتی بر نحوه توزیع و دسترسی بیماران وجود دارد؟
اینها سؤالهایی نیست که بتوان با عبارت کلی «کمبود سراسری دارو» از کنارشان گذشت. مردم وقتی به داروخانه میروند، با یک مسئله کاملاً مشخص روبهرو هستند؛ دارویی که پزشک برایشان تجویز کرده، پیدا نمیشود.
مسئولیت نهادهای متولی هم دقیقاً از همینجا شروع میشود؛ اینکه مشخص کنند مشکل کجاست و چرا بیمار باید هزینه آن را با وقت، سرگردانی و نگرانی خود بپردازد.
نگرانی اصلی شاید حتی خود کمبود هم نباشد؛ نگرانی از جایی آغاز میشود که در میان کمبود و بیخبری، راه دسترسی به دارو برای بعضیها کوتاهتر از دیگران باشد.
بدون شک، دارو کالایی نیست که دسترسی به آن به شانس یا آشنایی وابسته باشد.
و «نداریم» هم نباید آخرین پاسخی باشد که بیمار از یک داروخانه میشنود.
باید مسئولانی باشند که بتوانند توضیح دهند چرا دارو نیست، کجاست و چه زمانی قرار است دوباره به دست بیمار برسد.