رفیق، تا حالا شده حس کنی هر چقدر بیشتر کتاب میخوانی، بیشتر به ریشهیِ رفتارها فکر میکنی و آدمها را عمیقتر میشناسی، تحمل کردنِ جامعه و روابطِ سطحی برایت سختتر میشود؟
داستایوفسکی مچِ ما را میگیرد؛ او میگوید آدمهایِ نادان راحت میخوابند، خوشحالند و بدونِ هیچ دغدغهای زندگیِ روزمرهشان را میگذرانند، اما کسی که آگاه شده، مدام در حالِ یک کلنجارِ دایمی و سنگین با ذهنِ خودش است.
وقتی آگاهی از یک حدی بالاتر میرود، دیگر نمیتوانی در برابرِ رفتارهایِ آزاردهنده، کنایهها و بیشعوریهایِ اطرافت بیتفاوت باشی.
حقیقت تلخ است و پذیرفتنش تلختر، و فکر کردن به آن تو را به یک آدمِ متفکر، کمحرف و منزوی تبدیل میکند که حتی حوصلهیِ آدمهایِ نزدیک ات را هم نداری.
اما یادت باشد - این رنج، بهایِ بیدار شدنِ توست.
یادداشتهای زیرزمینی
نویسنده: فئودور داستایوفسکی
گروه رسانه ای با مردم ........